مرتضى مطهرى
431
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
كم كم محبوب مىشود ، بعد به زندان مىافتد ، بعد از زندانش به مقام عزيزى مصر مىرسد . ولى وجدانى كه قرآن براى اين آدم ذكر كرده است ، از همان روز اولى كه پيش پدرش بود ، روز دومى كه اسير برادرانش شد و به چاه افتاد و روزى كه برده شد و روزى كه در خانهء عزيز مصر بود و روزى كه در زندان بود و روزى كه عزيز مصر شد ، در همهء اين مراحل يك مسير را طى كرده و يك وجدان بوده كه تحت تأثير اين حالات و اوضاع مختلف مادى قرار نگرفته است . شما ببينيد از نظر قرآن ، منطق يوسف در همان اوج عزت و شوكتش چقدر متواضعانه و انسانى است ! . بنابراين ما هرگز نمىتوانيم حرف علىّ الوردى را اينچنين دربست قبول كنيم كه توجيه تاريخ از نظر قرآن « صِراع مَرير بين رجال من طراز فرعون و رجال من طراز موسى » است و ديگر غير از اين نيست ! آن « صِراع مَرير » در قرآن و در جامعهء بشرى هست [ اما عامل منحصر در تحولات تاريخ نيست . ] امروز هم مىبينيد هيچ يك از اين توجيهاتى كه قديم مىكردند ، يكى مىگفت عامل جغرافيايى عامل تحولات است ، ديگرى مىگفت عامل نبوغ شخصيتها ، يكى مىگفت عامل اقتصاد ، يكى مىگفت عامل اخلاقى و وجدانى و . . . ديگر اين حرفها را نمىپذيرند كه يك عامل بسيط [ مؤثر باشد ] ، همهء اين عوامل را مؤثر مىدانند . حق هم همين است . اين براى آن است كه قرآن براى عقل و وجدان انسان در برابر جبر محيط و جبر تاريخ و جبر اقتصادى و جبر سياسى - و هرچه مىخواهيد بگوييد - حريت و آزادى و استقلالى قائل است و معتقد است كه آن فطرت الهى ، آن وجدان الهى در انسان در هر شرايطى مىتواند زنده باشد و خدا هم به موجب همان ، انسان را پاداش و كيفر مىدهد . [ اين مطلب ] چه زيبا در اولين حديث كافى آمده است ! . كافى ابواب مختلفى دارد . اولين بابش باب « عقل و جهل » است و در آن باب هم اولين حديثش - كه مطلب به صورت يك تمثيل بيان شده - اين است : لَمّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ، ثُمَّ قالَ لَهُ : اقْبِلْ ، فَاقْبَلَ . ثُمَّ قالَ لَهُ : ادْبِرْ ، فَادْبَرَ . ثُمَّ قالَ : . . . ما خَلَقْتُ خَلْقاً هُوَ احَبُّ الَىَّ مِنْكَ . . . ايّاكَ اعاقِبُ وَ ايّاكَ اثيبُ . . خدا عقل را آفريد ، به او گفت : « بيا » آمد ، گفت : « پشت كن ، برو از آن طرف » رفت . خداوند فرمود : من مخلوقى شريفتر و عاليتر و بهتر از تو نيافريدم ، به موجب تو پاداش مىدهم و به موجب تو كيفر مىكنم .